پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸

به گیتی شد عیان از شیوه عجز اضطرار ما

ز پشت دست ما باشد قماش روی کار ما

به بیم افگنده می را چاره رنج خمار ما

قدح بر خویش می لرزد ز دست رعشه دار ما

خوشا جانی که اندوهی فرو گیرد سراپایش

ز نومیدی توان پرسید لطف انتظار ما

نشستن بر سر راه تحیر عالمی دارد

که هر کس می رود از خویش می گردد دچار ما

چو بوی گل جنون تازیم، از مستی چه می پرسی؟

گسستن دارد از صد جا عنان اختیار ما

فروزد هر قدر رنگ گل افزاید تب و تابش

کباب آتش خویش ست پنداری بهار ما

حریفان شورش عشق ترا بی پرده دیدندی

به دامان گر نگشتی موسم گل پرده دار ما

هنوز از مستی چشم تو می بالد تماشایی

به موج باده ماند پرتو شمع مزار ما

بدین تمکین حریف دستبرد ناله نتوان شد

بود سنگ فلاخن مر صدا را کوهسار ما

خوشا آوارگی گر درنورد شوق بربندد

به تار دامنی شیرازه مشت غبار ما

بدین یک آسمان دردانه می بینی نمی بینی

که ماه نو شد از سودن کف گوهر شمار ما

نهال شمع را بالیدن از کاهیدن است اینجا

گداز جوهر هستی است غالب آبیار ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰چون عذار خویش دارد نامه اعمال ما
  2. شمارهٔ ۳۱جز دفع غم ز باده نبوده‌ست کام ما
  3. شمارهٔ ۳۲نقشی ز خود به راهگذر بسته‌ایم ما
  4. شمارهٔ ۳۳در گرد غربت آینه دار خودیم ما
  5. شمارهٔ ۳۴از وهم قطرگی ست که در خود گمیم ما
  6. شمارهٔ ۳۵راز خویت از بدآموز تو می‌جوییم ما
  7. شمارهٔ ۳۶آشنایانه کشد خار رهت دامن ما
  8. شمارهٔ ۳۷از تست اگر ساخته، پرداخته ما
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.