پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۱

بر لب یا علی سرای باده روانه کرده ایم

مشرب حق گزیده ایم عیش مغانه کرده ایم

در رهت از پگه روان پیشتریم یک قدم

حکم دوگانه داده ای ساز سه گانه کرده ایم

بو که به حشو بشنوی قصه ما و مدعی

تازه ز رویداد شهر طرح فسانه کرده ایم

رغم رقیب یک طرف کوری چشم خویشتن

ناوک غمزه ترا دیده نشانه کرده ایم

باده به وام خورده و زر به قمار باخته

وه که ز هر چه ناسزاست هم به سزا نه کرده ایم

ناله به لب شکسته ایم داغ به دل نهفته ایم

دولتیان ممسکیم زر به خزانه کرده ایم

تا به چه مایه سر کنیم ناله به عذر بی غمی

از نفس آنچه داشتیم صرف ترانه کرده ایم

خار ز جاده بازچین سنگ به گوشه درفگن

در سر ره گرفتنش ترک بهانه کرده ایم

ناخن غصه تیز شد دل به ستیزه خو گرفت

تا به خود اوفتاده ایم از تو کرانه کرده ایم

غالب از آن که خیر و شر جز به قضا نبوده است

کار جهان ز پردلی بی خبرانه کرده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۳بیا که قاعده آسمان بگردانیم
  2. شمارهٔ ۲۷۴بس که بپیچد به خویش جاده ز گمراهیم
  3. شمارهٔ ۲۷۵سوخت جگر تا کجا رنج چکیدن دهیم
  4. شمارهٔ ۲۷۶ها، پری شیوه غزالان و ز مردم رمشان
  5. شمارهٔ ۲۷۷چون شمع رود شب همه شب دود ز سرمان
  6. شمارهٔ ۲۷۸به خونم دست و تیغ آلود جانان
  7. شمارهٔ ۲۷۹زهی باغ و بهار جان فشانان
  8. شمارهٔ ۲۸۰حیف ست قتلگه ز گلستان شناختن
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.