پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۰

جلوه معنی به جیب وهم پنهان کرده‌ایم

یوسفی در چارسوی دهر نقصان کرده‌ایم

پشت بر کوه است طاقت تکیه تا بر رحمت است

کار دشوار است و ما بر خویش آسان کرده‌ایم

رنگ‌ها چون شد فراهم مصرفی دیگر نداشت

خلد را نقش و نگار طاق نسیان کرده‌ایم

ناله را از شعله آیین چراغان بسته‌ایم

گریه را از جوش خون تسبیح مرجان کرده‌ایم

از شرر گل در گریبان نشاط افگنده‌اند

خنده‌ها بر فرصت عشرت‌پرستان کرده‌ایم

میگساران قحط و ما بی‌صبر عشرت مفت کیست؟

باده ما تا کهن گردید ارزان کرده‌ایم

زاهد از ما خوشه تا کی به چشم کم مبین

هی نمی‌دانی که یک پیمانه نقصان کرده‌ایم

راز ما از پرده چاک گریبان بازجوی

نامه شوق تو باز از طرف عنوان کرده‌ایم

حیف باشد خارها در راه مهمان ریختن

با خیالش شکوه از بیداد مژگان کرده‌ایم

حق‌شناس صحبت بی‌تابی پروانه‌ایم

گرچه مشق ناله با مرغ سحرخوان کرده‌ایم

می‌دهد چشمش به یک پیمانه هر میخوار را

عشوه ساقی به کار کفر و ایمان کرده‌ایم

غالب از جوش دم ما تربتش گل‌پوش باد

پرده‌ساز ظهوری را گل‌افشان کرده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۲رفت بر ما آنچه خود ما خواستیم
  2. شمارهٔ ۲۷۳بیا که قاعده آسمان بگردانیم
  3. شمارهٔ ۲۷۴بس که بپیچد به خویش جاده ز گمراهیم
  4. شمارهٔ ۲۷۵سوخت جگر تا کجا رنج چکیدن دهیم
  5. شمارهٔ ۲۷۶ها، پری شیوه غزالان و ز مردم رمشان
  6. شمارهٔ ۲۷۷چون شمع رود شب همه شب دود ز سرمان
  7. شمارهٔ ۲۷۸به خونم دست و تیغ آلود جانان
  8. شمارهٔ ۲۷۹زهی باغ و بهار جان فشانان
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.