پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۴

بس که بپیچد به خویش جاده ز گمراهیم

ره به درازی دهد عشوه کوتاهیم

شعله چکد غم کرا گل شکفد مزد کو

شمع شبستانیم باد سحرگاهیم

جور بتان دلکش ست محو بداندیشیم

پند کسان آتش ست داغ نکو خواهیم

گوشه ویرانه را آفت هر روزه ام

منزل جانانه را فتنه ناگاهیم

دور فتادم ز یار ماهی بی دجله ام

نیست دلم در کنار دجله بی ماهیم

بنده دیوانه ام مخطی و ساهی خوشم

حکم ترا مخطیم قهر ترا ساهیم

آن تن چون سیم خام وان همه انگیز تن

تا چه فراهم شده ست اجرت جانکاهیم

از صف طفلان و سنگ ره شده بر خلق تنگ

زود ز کو نگذرد کوکبه شاهیم

جذب تو باید قوی کان ببرد باک نیست

گر نتواند رسید بخت به همراهیم

غالب نام آورم نام و نشانم مپرس

هم اسداللهم و هم اسداللهیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۶ها، پری شیوه غزالان و ز مردم رمشان
  2. شمارهٔ ۲۷۷چون شمع رود شب همه شب دود ز سرمان
  3. شمارهٔ ۲۷۸به خونم دست و تیغ آلود جانان
  4. شمارهٔ ۲۷۹زهی باغ و بهار جان فشانان
  5. شمارهٔ ۲۸۰حیف ست قتلگه ز گلستان شناختن
  6. شمارهٔ ۲۸۱چیست به لب خنده از عتاب شکستن
  7. شمارهٔ ۲۸۲خوش بود فارغ ز بند کفر و ایمان زیستن
  8. شمارهٔ ۲۸۳خیره کند مرد را مهر درم داشتن
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.