پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۶

ها، پری شیوه غزالان و ز مردم رمشان

دل مردم به خم طره خم در خمشان

کافرانند جهانجوی که هرگز نبود

طره حور دلاویزتر از پرچمشان

آشکارا کش و بدنام و نکونامی جوی

آه از این طایفه وان کس که بود محرمشان

رشک بر تشنه تنها رو وادی دارم

نه بر آسوده دلان حرم و زمزمشان

بگذر از خسته دلانی که ندانی هشدار

خستگانند که داری و نداری غمشان

داغ خونگرمی این چاره گرانم گویی

آتش ست آتش اگر پنبه وگر مرهمشان

ای که راندی سخن از نکته سرایان عجم

چه به ما منت بسیار نهی از کمشان

هند را خوش نفسانند سخنور که بود

باد در خلوتشان مشک فشان از دمشان

مؤمن و نیر و صهبایی و علوی وانگاه

حسرتی، اشرف و آزرده بود اعظمشان

غالب سوخته جان گرچه نیاید به شمار

هست در بزم سخن همنفس و همدمشان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۸به خونم دست و تیغ آلود جانان
  2. شمارهٔ ۲۷۹زهی باغ و بهار جان فشانان
  3. شمارهٔ ۲۸۰حیف ست قتلگه ز گلستان شناختن
  4. شمارهٔ ۲۸۱چیست به لب خنده از عتاب شکستن
  5. شمارهٔ ۲۸۲خوش بود فارغ ز بند کفر و ایمان زیستن
  6. شمارهٔ ۲۸۳خیره کند مرد را مهر درم داشتن
  7. شمارهٔ ۲۸۴جنون مستم به فصل نوبهارم می‌توان کشتن
  8. شمارهٔ ۲۸۵چه غم ار به جد گرفتی ز من احتراز کردن؟
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.