پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۷

وحشتی در سفر از برگ سفر داشته‌ایم

توشه راه دلی بود که برداشته‌ایم

لغزد از تاب بناگوش تو مستانه و ما

تکیه بر پاکی دامان گهر داشته‌ایم

زخم ناخورده ما روزی اغیار مکن

کان به آرایش دامان نظر داشته‌ایم

ناله تا گم نکند راه لب از ظلمت غم

جان چراغی‌ست که بر راهگذر داشته‌ایم

تو دماغ از می پر زور رسانیده و ما

بر در خُمکده خشتی ته سر داشته‌ایم

جا گرفتن به دل دوست نه اندازه ماست

تو همان گیر که آهیم و اثر داشته‌ایم

مژه تا خون دل افشاند ز ریزش استاد

ماتم طالع اجزای جگر داشته‌ایم

داغ احسان قبولی ز لئیمانش نیست

ناز بر خرمی بخت هنر داشته‌ایم

پیش ازین مشرب ما نیز سخن‌سازی بود

لختی از خوشدلی غیر خبر داشته‌ایم

وارسیدیم که غالب به میان بود نقاب

کاش دانیم که از روی که برداشته‌ایم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۹بی خویشتن عنان نگاهش گرفته ایم
  2. شمارهٔ ۲۷۰جلوه معنی به جیب وهم پنهان کرده‌ایم
  3. شمارهٔ ۲۷۱بر لب یا علی سرای باده روانه کرده ایم
  4. شمارهٔ ۲۷۲رفت بر ما آنچه خود ما خواستیم
  5. شمارهٔ ۲۷۳بیا که قاعده آسمان بگردانیم
  6. شمارهٔ ۲۷۴بس که بپیچد به خویش جاده ز گمراهیم
  7. شمارهٔ ۲۷۵سوخت جگر تا کجا رنج چکیدن دهیم
  8. شمارهٔ ۲۷۶ها، پری شیوه غزالان و ز مردم رمشان
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.