پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۶

شب‌های غم که چهره به خوناب شسته‌ایم

از دیده نقش وسوسه خواب شسته‌ایم

افسون گریه برد ز خویت عتاب را

از شعله تو دود به هفت آب شسته‌ایم

زاهد خوش است صحبت از آلودگی مترس

کاین خرقه بارها به می ناب شسته‌ایم

ای در عتاب رفته ز بی‌رنگی سرشک

غافل که امشب از مژه خوناب شسته‌ایم

پیمانه را ز باده به خون پاک کرده‌ایم

کاشانه را ز رخت به سیلاب شسته‌ایم

غرق محیط وحدت صرفیم و در نظر

از روی بحر موجه و گرداب شسته‌ایم

بی‌دست و پا به بحر توکل فتاده‌ایم

از خویش گرد زحمت اسباب شسته‌ایم

در مسلخ وفا ز حیا آب گشته‌ایم

خون از جبین و دست ز قصاب شسته‌ایم

غالب رسیده‌ایم به کلکته و به می

از سینه داغ دوری احباب شسته‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۸تا فصلی از حقیقت اشیا نوشته‌ایم
  2. شمارهٔ ۲۶۹بی خویشتن عنان نگاهش گرفته ایم
  3. شمارهٔ ۲۷۰جلوه معنی به جیب وهم پنهان کرده‌ایم
  4. شمارهٔ ۲۷۱بر لب یا علی سرای باده روانه کرده ایم
  5. شمارهٔ ۲۷۲رفت بر ما آنچه خود ما خواستیم
  6. شمارهٔ ۲۷۳بیا که قاعده آسمان بگردانیم
  7. شمارهٔ ۲۷۴بس که بپیچد به خویش جاده ز گمراهیم
  8. شمارهٔ ۲۷۵سوخت جگر تا کجا رنج چکیدن دهیم
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.