پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۵

صبح شد خیز که روداد اثر بنمایم

چهره آغشته به خوناب جگر بنمایم

پنبه یکسو نهم از داغ که رخشد چون روز

آخری نیست شبم را که سحر بنمایم

خویشتن را دگر از گریه نگهداشت به زور

جگر خسته خود آن به که دگر بنمایم

حد من نیست که بنمایمش آری از دور

با من آ تا سر آن راهگذار بنمایم

می کند ناز گمان کرده که خط دیر دمد

خیز تا شعبده جذب نظر بنمایم

آتش افروخته و خلق به حیرت نگران

رخصتی ده که به هنگامه هنر بنمایم

چون به محشر اثر سجده ز سیما جویند

داغ سودای تو ناچار ز سر بنمایم

دلربایانه به زندان همه روزم گذرد

بس که خود را به تو از روزن در بنمایم

بر رقم سنج یسار تو زنم بانگ به حشر

کش رضانامه خونهای هدر بنمایم

غالب این لعب به گل مهره رضاجویی تست

تو خریدار گهر باش گهر بنمایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۷وحشتی در سفر از برگ سفر داشته‌ایم
  2. شمارهٔ ۲۶۸تا فصلی از حقیقت اشیا نوشته‌ایم
  3. شمارهٔ ۲۶۹بی خویشتن عنان نگاهش گرفته ایم
  4. شمارهٔ ۲۷۰جلوه معنی به جیب وهم پنهان کرده‌ایم
  5. شمارهٔ ۲۷۱بر لب یا علی سرای باده روانه کرده ایم
  6. شمارهٔ ۲۷۲رفت بر ما آنچه خود ما خواستیم
  7. شمارهٔ ۲۷۳بیا که قاعده آسمان بگردانیم
  8. شمارهٔ ۲۷۴بس که بپیچد به خویش جاده ز گمراهیم
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.