پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۴

نشاط آرد به آزادی ز آرایش بریدن هم

گلم بر گوشه دستار زد دامن ز چیدن هم

بیا لطف هوا بنگر که چون موج می از مینا

گل از شاخ گلستی جلوه گر پیش از دمیدن هم

دلا خون گشتی و گفتی که هی گردیدی کار آخر

مشنو افسرده غافل عالمی دارد چکیدن هم

نه از مهرست گر بر داستانم می نهد گوشی

همان از نکته چینی خیزدش ذوق شنیدن هم

چه پرسی کز لبت وقت قدح نوشی چه می خواهم

همین بوسیدنی چون مست تر گردی مکیدن هم

به بالینم رسیدستی زهی بی کس نوازیها

فدایت یک دو دم عمر گرامی وارسیدن هم

سرت گردم شکار تازه گر هر دم هوس داری

به هر بندم رها می کن به قدر یک رمیدن هم

ز تیغت منت زخمی ندارم خویش را نازم

که حسرت غرق لذت داردم از لب گزیدن هم

ادب آموزیش در پرده محراب می بینم

نخست از جانب حق بوده انداز خمیدن هم

چه خیزد گر نقابی از میان برخاست کو تسکین؟

که می بینم نقاب عارض یارست دیدن هم

نخواهد روز محشر دادخواه خویش عالم را

به تو بخشید ایزد شیوه ناز آفریدن هم

دل از تمکین گرفت و تاب وحشت نبودم غالب

نگنجد در گریبان من از تنگی دریدن هم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۶شب‌های غم که چهره به خوناب شسته‌ایم
  2. شمارهٔ ۲۶۷وحشتی در سفر از برگ سفر داشته‌ایم
  3. شمارهٔ ۲۶۸تا فصلی از حقیقت اشیا نوشته‌ایم
  4. شمارهٔ ۲۶۹بی خویشتن عنان نگاهش گرفته ایم
  5. شمارهٔ ۲۷۰جلوه معنی به جیب وهم پنهان کرده‌ایم
  6. شمارهٔ ۲۷۱بر لب یا علی سرای باده روانه کرده ایم
  7. شمارهٔ ۲۷۲رفت بر ما آنچه خود ما خواستیم
  8. شمارهٔ ۲۷۳بیا که قاعده آسمان بگردانیم
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.