پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

باده مشکبوی ما بید و کنار کشت ما

کوثر و سلسبیل ما طوبی ما بهشت ما

بس که غم تو بوده است تعبیه در سرشت ما

نسخه فتنه می برد چرخ ز سرنوشت ما

حسرت وصل از چه رو چون به خیال سرخوشیم

ابر اگر بایستد بر لب جوست کشت ما

نور خرد ز آگهی خواهش تن پدید کرد

صرف ز قوم دوزخ ست نامیه در بهشت ما

این همه از عتاب تو ایمنی عدو چراست؟

ای به بدی و ناخوشی خوی تو سرنوشت ما

برده صد اربعین به سر، بر سر صد هزار خم

گر بنهی در آفتاب، باده چکد ز خشت ما

بی خطر از خودی برآ، لب به «انا الصنم » گشا

شیوه گیر و دار نیست در کنش کنشت ما

باده اگر بود حرام بذله خلاف شرع نیست

دل ننهی به خوب ما، طعنه مزن به زشت ما

گفت به حکم حسرتی غالب خسته این غزل

شاد به هیچ می شود طبع وفا سرشت ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸به گیتی شد عیان از شیوه عجز اضطرار ما
  2. شمارهٔ ۲۹خوش وقت اسیری که برآمد هوس ما
  3. شمارهٔ ۳۰چون عذار خویش دارد نامه اعمال ما
  4. شمارهٔ ۳۱جز دفع غم ز باده نبوده‌ست کام ما
  5. شمارهٔ ۳۲نقشی ز خود به راهگذر بسته‌ایم ما
  6. شمارهٔ ۳۳در گرد غربت آینه دار خودیم ما
  7. شمارهٔ ۳۴از وهم قطرگی ست که در خود گمیم ما
  8. شمارهٔ ۳۵راز خویت از بدآموز تو می‌جوییم ما
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.