پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۳

بهر خواری بس که سرگرم تلاشم کرده‌اند

پاره‌ای نزدیک در هر دورباشم کرده‌اند

ترسم از رسواییم آخر پشیمانی کشید

رازم و این شاهدان مست فاشم کرده‌اند

چرخ هرروزم غم فردا به خوردن می‌دهد

تا قیامت فارغ از فکر معاشم کرده‌اند

غیر گفتی روشناس چشم گوهربار هست

رازدان ناله الماس پاشم کرده‌اند

هرچه از بی‌طاقتی مزد ثباتم داده‌اند

هرچه از اندوه صرف انتعاشم کرده‌اند

از تف داغت به دل دوزخ سرشتم خوانده‌اند

وز دم تیغت به تن مینو قماشم کرده‌اند

هم به صحرای جنون مجنون خطابم داده‌اند

هم به کوه بیستون خارا تراشم کرده‌اند

چشم نبوم از چه رو خارم به جیب افشانده‌اند

دل نباشم تا چرا رزق خراشم کرده‌اند

از چه غالب خواجگی‌های جهان ننگ منست

گر نه با سلمان و بوذر خواجه تاشم کرده‌اند؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۵پروا اگر از عربده دوش نکردند
  2. شمارهٔ ۱۶۶عجب که مژده دهان رو به سوی ما آرند
  3. شمارهٔ ۱۶۷شوقم ز پند بر در فریاد می‌زند
  4. شمارهٔ ۱۶۸ننگ فرهادم به فرسنگ از وفا دور افگند
  5. شمارهٔ ۱۶۹بتان شهر ستم پیشه شهریارانند
  6. شمارهٔ ۱۷۰دلستانان بحل اند ار چه جفا نیز کنند
  7. شمارهٔ ۱۷۱آنان که وصل یار همی آرزو کنند
  8. شمارهٔ ۱۷۲به مقصدی که مر آن را ره خدا گویند
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.