پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۱

در کلبه ما از جگر سوخته بو برد

با ما گله سنجید و شماتت به عدو برد

خواهم که برد ناله غبارم ز دل دوست

چون گریه تن زار مرا زان سر کو برد

همره رودش کوثر و حوران که دم مرگ

ذوق می ناب و هوس روی نکو برد

بستند ره جرعه آبی به سکندر

دریوزه گر میکده صهبا به کدو برد

دی رند به هنگامه خجل کرد عسس را

می خورد و هم از میکده آبی به سبو برد

بر ما غم تیمار دل زار سرآمد

دیوانه ما را صنم سلسله مو برد

ما را نبود هستی و او را نبود صبر

دستی که ز ما شست به خون که فرو برد؟

دلدار تو هم چون تو فریبنده نگاری ست

در حلقه وفا یکدلم آورد و دورو برد

یک گریه پس از ضبط دو صد گریه رضا ده

تا تلخی آن زهر توانم ز گلو برد

نازد به نکویان ز گرفتاری غالب

گویی به گرو برد دلی را که ازو برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۳از رشک کرد آنچه به من روزگار کرد
  2. شمارهٔ ۱۳۴صاحبدلست و نامور عشقم به سامان خوش نکرد
  3. شمارهٔ ۱۳۵هم «انا الله » خوان درختی را به گفتار آورد
  4. شمارهٔ ۱۳۶شادم به خیالت که ز تابم به در آورد
  5. شمارهٔ ۱۳۷اگر داغت وجودم را در اکسیر نظر گیرد
  6. شمارهٔ ۱۳۸صبح ست خوش بود قدحی بر شراب زد
  7. شمارهٔ ۱۳۹من به وفا مردم و رقیب به در زد
  8. شمارهٔ ۱۴۰گرسنه به که برآید ز فاقه جانش و لرزد
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.