پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۶

شادم به خیالت که ز تابم به در آورد

از کشمکش حسرت خوابم به در آورد

فریاد که شوق تو به کاشانه زد آتش

وانگاه پی بردن آبم به در آورد

رسوایی من خواست مگر کاین همه سرمست

دور فلک از بزم شرابم به در آورد

افگنده به جیحون فلک از وادی و شادم

کز پیچ و خم موج سرابم به در آورد

جان بر سر مکتوب تو از شوق فشاندن

از عهده تحریر جوابم به در آورد

نازم به نگاهت که ز سرمستی انداز

از تفرقه مهر و عتابم به در آورد

ساقی نگهی تا بشناسم ز چه جام است

آن باده که از بند حجابم به در آورد

نازم به گرانمایگی سعی تحیر

کز سر حد این دیر خرابم به در آورد

آن کشتی اشکسته ز موجم که تباهی

افگند در آتش گر از آبم به در آورد

غالب ز عزیزان وطن بوده‌ام اما

آوارگی از فرد حسابم به در آورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸صبح ست خوش بود قدحی بر شراب زد
  2. شمارهٔ ۱۳۹من به وفا مردم و رقیب به در زد
  3. شمارهٔ ۱۴۰گرسنه به که برآید ز فاقه جانش و لرزد
  4. شمارهٔ ۱۴۱تا کیم دود شکایت ز بیان برخیزد
  5. شمارهٔ ۱۴۲نگاهش ار به سر نامه وفا ریزد
  6. شمارهٔ ۱۴۳خوشا که گنبد چرخ کهن فرو ریزد
  7. شمارهٔ ۱۴۴گویم سخنی گرچه شنیدن نشناسد
  8. شمارهٔ ۱۴۵خوبان نه آن کنند که کس را زیان رسد
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.