پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۵

هم «انا الله » خوان درختی را به گفتار آورد

هم «انا الحق » گوی مردی را سر دار آورد

ای که پنداری که ناچارست گردون در روش

نیست ناچار آن که گردون را به رفتار آورد

نکته ای داریم و با یاران همی گوییم فاش

طالب دیدار باید تاب دیدار آورد

دانه ها چون ریزد از تسبیح تاری بیش نیست

این مشعبد دیر گاه از سبحه زنار آورد

جذب شوقش بین که در هنگام برگشتن ز دیر

در قفای خویشتن بت را به رفتار آورد

آن کند قطع بیابان این شکافد مغز کوه

عشق هر یک را به طرز خاص در کار آورد

آه ما را بین که نارد از دل سختش خبر

باد را نازم که ابر از سوی کهسار آورد

نزد ما حیف ست گو نزد زلیخا میل باش

جذبه ای کز چاه یوسف را به بازار آورد

نیست چون در منطقش جز ذکر شاهد حرف و صوت

شاهدی باید که غالب را به گفتار آورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۷اگر داغت وجودم را در اکسیر نظر گیرد
  2. شمارهٔ ۱۳۸صبح ست خوش بود قدحی بر شراب زد
  3. شمارهٔ ۱۳۹من به وفا مردم و رقیب به در زد
  4. شمارهٔ ۱۴۰گرسنه به که برآید ز فاقه جانش و لرزد
  5. شمارهٔ ۱۴۱تا کیم دود شکایت ز بیان برخیزد
  6. شمارهٔ ۱۴۲نگاهش ار به سر نامه وفا ریزد
  7. شمارهٔ ۱۴۳خوشا که گنبد چرخ کهن فرو ریزد
  8. شمارهٔ ۱۴۴گویم سخنی گرچه شنیدن نشناسد
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.