پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۹

من به وفا مردم و رقیب به در زد

نیمه لبش انگبین و نیمه تبر زد

در نمکش بین و اعتماد نفوذش

گر به می افگند هم به زخم جگر زد

کیست درین خانه کز خطوط شعاعی

مهر نفس ریزه ها به روزن در زد؟

دعوی او را بود دلیل بدیهی

خنده دندان نما به حسن گهر زد

غیرت پروانه هم به روز مبارک

ناله چه آتش به بال مرغ سحر زد

لشکر هوشم به زور می نشکستی

غمزه ساقی نخست راه نظر زد

زان بت نازک چه جای دعوی خونست

دست وی و دامنی که او به کمر زد

برگ طرب ساختیم و باده گرفتیم

هر چه ز طبع زمانه بیهده سر زد

شاخ چه بالد گر ارمغان گل آرد

تاک چه نازد اگر صلای ثمر زد

کام نبخشیده ای گنه چه شماری

غالب مسکین به التفات نیرزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۱تا کیم دود شکایت ز بیان برخیزد
  2. شمارهٔ ۱۴۲نگاهش ار به سر نامه وفا ریزد
  3. شمارهٔ ۱۴۳خوشا که گنبد چرخ کهن فرو ریزد
  4. شمارهٔ ۱۴۴گویم سخنی گرچه شنیدن نشناسد
  5. شمارهٔ ۱۴۵خوبان نه آن کنند که کس را زیان رسد
  6. شمارهٔ ۱۴۶نیست وقتی که به ما کاهشی از غم نرسد
  7. شمارهٔ ۱۴۷هر ذره را فلک به زمین‌بوس می‌رسد
  8. شمارهٔ ۱۴۸ز رشک ست این که در عشق آرزوی مردنم باشد
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.