پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۹

نه زلفست آن که دلها را کمندست

هزاران دل بهر موئیش بند است

نه اندامست و قد سرویست آزاد

نه گفتار است و لب قندست قندست

نه چشمست آنکه بیماریست یا مست

نه ابرو آن کمانی یا کمند است

نه حالست آنکه بینی بر عذارش

برای چشم بر آتش سپند است

نه مجنونست آنکو دل باو داد

که هر کو شد اسیرش هوشمند است

نه بیماری بود بیماری عشق

شفای سینهٔ هر دردمندست

ز زلفش تار موئی فیض را بس

از آنشب عمر جاویدان بلند است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۱گر کشی و گر بخشی هر چه میکنی خوبست
  2. غزل شمارهٔ ۹۲لب برلبم نه ساقیا تا جان فشانم مست مست
  3. غزل شمارهٔ ۹۳شوریدگان عشق را ای مطرب آهنگ فناست
  4. غزل شمارهٔ ۹۴نگارا در غمت جانم حزین است
  5. غزل شمارهٔ ۹۵صحرا وباغ و خانه ندانم کجا خوش است
  6. غزل شمارهٔ ۹۶گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است
  7. غزل شمارهٔ ۹۷سبزهٔ خط تو دیدن چه خوش است
  8. غزل شمارهٔ ۹۸سوی تو بی تاب دویدن خوش است
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.