پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۷

سبزهٔ خط تو دیدن چه خوش است

در بهار تو چریدن چه خوش است

در جمالت نگرستن چه نکوست

گل ز گلزار تو چیدن چه خوش است

از دهان تو گرفتن کامی

شکر از تنگ کشیدن چه خوش است

جای در سایهٔ زلفت کردی

مو به موی تو رسیدن چه خوش است

در تمنای وصالت تا حشر

تلخی مرگ چشیدن چه خوش است

گلهٔ دوست شمردن بر دوست

زآن دهان عذر شنیدن چه خوش است

در مجاز تو حقیقت گفتن

پرده در پرده دریدن چه خوش است

شکر از مصر معانی بیان

ز نی خامه کشیدن چه خوش است

فیض شوری به جهان افکندی

سخنان تو شنیدن چه خوش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۹من و هزار گدا همچو من بنزد تو هیچست
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۰در غمزه مستانه ساقی چه شرابست
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۱دمبدم دل ما را از الست پیغام است
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۲صورت انسان دگر معنی آن دیگر است
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۳زغفلت تو ترا صد حجاب در پیش است
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۴ای آنکه توئی قبله ارباب کیاست
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۵راز در دل شده کره محرم کجاست
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۶خمار گشت مرا ساقیا شراب کجاست
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.