پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۸

سوی تو بی تاب دویدن خوش است

برقع از آن روی کشیدن خوش است

می ز دهان تو کشیدن نکوست

جان ز لبان تو مکیدن خوش است

در هوس بوسه لعل لبت

جان به لب کام رسیدن خوش است

گوشهٔ ابروی تو آن ماه نو

بر رخ خورشید تو دیدن خوش است

نیست به از باغ رخت روضه ای

سیب زنخدان تو چیدن خوش است

فیض ز میخانه لعل لبش

ساغر سرشار کشیدن خوش است

قصه شیرین لبش دم به دم

از نی کلک تو شنیدن خوش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۰در غمزه مستانه ساقی چه شرابست
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۱دمبدم دل ما را از الست پیغام است
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۲صورت انسان دگر معنی آن دیگر است
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۳زغفلت تو ترا صد حجاب در پیش است
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۴ای آنکه توئی قبله ارباب کیاست
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۵راز در دل شده کره محرم کجاست
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۶خمار گشت مرا ساقیا شراب کجاست
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۷دل که ویران اوست آباد است
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.