پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۷

دل که ویران اوست آباد است

جان چو غمناک از او بود شاد است

موبمو خویش را بدو بندم

هر که در بند اوست آزاد است

این سعادت بسعی می نشود

غم او روزی خداداد است

در خرابی بود عمارت دل

خانهٔ دل زعشق آباد است

عشق استاد کار خانهٔ ماست

کوشش از ما زعشق ارشاد است

هیچ کاری نمیکنیم بخود

همه او میکند که استاد است

کار کن کار و گفتگو بگذار

فیض بنیاد حرف برباد است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۹چراغ کلبه عاشق خیال دلدار است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۰بیابیا که دلم در هوات بیمار است
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۱ذره ذره نور حق را جلوه گاهی دیگر است
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۲ما را زباغ حسن تو حسرت ثمر بس است
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۳یار ما گر میل صحرا میکند صحرا خوش است
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۴دل بوفای تو نهادن خوش است
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۵مرا زجام خیالش شراب در پیش است
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۶منوش ساغر دنیا که درد ناب نماست
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.