پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۳

یار ما گر میل صحرا میکند صحرا خوش است

میل دریا گر کند در چشم ما دریا خوش است

گر نماید روی او خود رفتن دلها نکوست

وربپوشد رخ زحسرت شور در سرها خوش است

در وصالش چون نوازد مستی ما خوش بود

در فراقش گر گدازد نالهای ما خوش است

هر چه خواهد خاطرش ما آن شویم و آن کنیم

هر کجا ما را دهد جا جای ما آنجا خوش است

زاهدانرا زهد و تقوی عاقلانرا ننگ و نام

عاشقانرا غمزهای یار بی پروا خوش است

عاشقانرا باغ و بستان عارض جانان بود

داغ سوداشان بجای لاله حمرا خوش است

ای که خواهی شور دریا آب چشم ما به بین

درّو لعل از خون دل در قعر این دریا خوش است

ای که هستی میفروشی در جهان جای تو خوش

بی سر و پایان کوی نیستی را جا خوش است

هر کرا چون فیض وحشت باشد از ابنای دهر

گوش بسته لب خموش و چشم نابینا خوش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۵مرا زجام خیالش شراب در پیش است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۶منوش ساغر دنیا که درد ناب نماست
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۷رازها با اهل گفتن ز اهل عرفان خوش نماست
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۸بر رخ مه طلعتان زلف پریشان خوش نماست
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۹گنجیست معرفت که طلسمش نهفتن است
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۰عرصه لامکان سرای من است
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۱بادهٔ عشق در کدوی من است
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۲مرا سودای عشق آئین دین است
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.