پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۲

ما را زباغ حسن تو حسرت ثمر بس است

از قلزم غم تو محبت گهر بس است

گلزار وصل نبود اگر خار غم خوش است

از کشت عمر حاصل ما اینقدر بس است

دوزخ چه حاجتست چو یک آه برکشم

سوزیم پاک سوخته را یک شرر بس است

میزان چه میکنیم حساب از چه میدهیم

قانون عشق و کرده ما درنظر بس است

ساقی بیار باده شکستیم توبه را

آمد بهار خوردن غم این قدر بس است

تا کی دریم پردهٔ ناموس زیر دلق

یکباره پرده برفکنیم از حذر بس است

آسوده باش فیض که در محشرت شفیع

سودای عشق در سرو آه سحر بس است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۴دل بوفای تو نهادن خوش است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۵مرا زجام خیالش شراب در پیش است
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۶منوش ساغر دنیا که درد ناب نماست
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۷رازها با اهل گفتن ز اهل عرفان خوش نماست
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۸بر رخ مه طلعتان زلف پریشان خوش نماست
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۹گنجیست معرفت که طلسمش نهفتن است
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۰عرصه لامکان سرای من است
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۱بادهٔ عشق در کدوی من است
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.