پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۵

راز در دل شده کره محرم کجاست

مردم فهمیده در عالم کجاست

در گلو بس قصه دل غصه شد

برنیارم زد نفس همدم کجاست

زخم این نامحرمانم دل بخست

محرمی کو در جهان مرهم کجاست

غم بخواهد کنند بنیاد مرا

راه آن معمورهٔ بی غم کجاست

در جهان کو صاحب فهم درست

تا بگوید چارهٔ این غم کجاست

در دو عالم یک سخن فهمم بسست

تا دلی خالی کنم آنهم کجاست

گشته ام بیگانه از خویش و تبار

عشق را پروای خال و عم کجاست

شد مخمر طینت آدم به غم

در بنی آدم دل خرم کجاست

نیش نوشی در جهان بی نیش غم

یک گل بیخار در عالم کجاست

فیض تا کی شکوه از ابنای دهر

ناله کم کن محرم این دم کجاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۷دل که ویران اوست آباد است
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۸جمال یار که پیوسته بی‌قرار خود است
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۹چراغ کلبه عاشق خیال دلدار است
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۰بیابیا که دلم در هوات بیمار است
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۱ذره ذره نور حق را جلوه گاهی دیگر است
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۲ما را زباغ حسن تو حسرت ثمر بس است
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۳یار ما گر میل صحرا میکند صحرا خوش است
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۴دل بوفای تو نهادن خوش است
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.