پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۳

زغفلت تو ترا صد حجاب در پیش است

صفای چهرهٔ جانرا نقاب در پیش است

بسی کتاب بخواندی کتاب خویش بخوان

زکردهای تو جانرا کتاب در پیش است

حساب کردهٔ خود کن حساب در چه کنی

که ماند از پس و روز حساب در پیش است

عذاب روح مکن بهر مال دنیی دون

عذاب قبر و سوال و جواب در پیش است

زبهر آنچه زپس ماندت چه میسوزی

زمین و حشر و تف آفتاب در پیش است

جواب پرسش اعمال خود مهیا کن

شدن ز شرم و خجالت چو آب در پیشست

توانی ار بعبادت شبی بروز آری

بکن بکن که بهشت و ثواب در پیشست

توانی ار نکنی معصیت بدار فنا

مکن مکن که جحیم و عقاب در پیش است

زمانی ارنکنی خواب در دل شب ها

شود که در لحدت وقت خواب در پیش است

نصیحت تو یکی فیض در دلت نگرفت

ترا زگفتهٔ خود صد حجاب در پیش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۵راز در دل شده کره محرم کجاست
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۶خمار گشت مرا ساقیا شراب کجاست
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۷دل که ویران اوست آباد است
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۸جمال یار که پیوسته بی‌قرار خود است
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۹چراغ کلبه عاشق خیال دلدار است
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۰بیابیا که دلم در هوات بیمار است
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۱ذره ذره نور حق را جلوه گاهی دیگر است
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۲ما را زباغ حسن تو حسرت ثمر بس است
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.