پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۵

صحرا وباغ و خانه ندانم کجا خوش است

هرجا خیال روی تو باشد مرا خوش است

در دوزخ ار خیال توام همنشین بود

یاد بهشت می نکنم بس که جا خوشست

غمخوار گومباش غمین از بلای ما

ما عاشقان غمزده را در بلا خوشست

با آب چشم و آتش دل گشته ام مقیم

برخاک کوی دوست که آب وهوا خوش است

مقصود مازدیدن خوبان لقای تست

زاهد ترا بقا خوش و ما را لقا خوش است

خوبست دلبری و جفا و ستمگری

گه گه زمهوشان و گهی هم وفا خوش است

خوبان این زمانه زکس دل نمیبرند

حسن ارچه در کمال بود با حیا خوش است

از دلیران وفا نکند فیض کس طمع

الحق زخوبرویان رسم جفا خوش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۷سبزهٔ خط تو دیدن چه خوش است
  2. غزل شمارهٔ ۹۸سوی تو بی تاب دویدن خوش است
  3. غزل شمارهٔ ۹۹من و هزار گدا همچو من بنزد تو هیچست
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۰در غمزه مستانه ساقی چه شرابست
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۱دمبدم دل ما را از الست پیغام است
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۲صورت انسان دگر معنی آن دیگر است
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۳زغفلت تو ترا صد حجاب در پیش است
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۴ای آنکه توئی قبله ارباب کیاست
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.