پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۰

کعبهٔ وصل تو پناه منست

طاق ابروت قبله گاه منست

چشم فتان مست خونریزت

خود زبیداد خود پناه منست

خود ره لشگر غمت دادم

غارت خان و مان گناه منست

بنگاهی اگر خراب شدم

چشم مست تو عذرخواه منست

شد دلم خون زروی گلگونت

اشک خونین من گواه من است

روی و راه دگر نمیدانم

لطف و قهر روی و راه منست

فیض روز تو هم تیره از آنست

بخت من هم سیه ز آه منست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۲لب برلبم نه ساقیا تا جان فشانم مست مست
  2. غزل شمارهٔ ۹۳شوریدگان عشق را ای مطرب آهنگ فناست
  3. غزل شمارهٔ ۹۴نگارا در غمت جانم حزین است
  4. غزل شمارهٔ ۹۵صحرا وباغ و خانه ندانم کجا خوش است
  5. غزل شمارهٔ ۹۶گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است
  6. غزل شمارهٔ ۹۷سبزهٔ خط تو دیدن چه خوش است
  7. غزل شمارهٔ ۹۸سوی تو بی تاب دویدن خوش است
  8. غزل شمارهٔ ۹۹من و هزار گدا همچو من بنزد تو هیچست
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.