پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۸

جز تنعم بغم یار عبث بود عبث

هر چه کردیم جز این کار عبث بود عبث

هر چه جز مصحف آن روی غلط بود غلط

جز حدیث لب دلدار عبث بود عبث

پی به منزلگه مقصود نبردیم آخر

قطع این وادی خونخوار عبث بود عبث

اشگ خونین بنگاهی بخریدند از ما

کوشش چشم گهر بار عبث بود عبث

هر چه بردیم زکردار هبا بود هبا

هر چه بستیم زگفتار عبث بود عبث

جنگ با نفس خطا پیشهٔ خود می بایست

با کسان اینهمه پیکار عبث بود عبث

خویش را کاش در اول بخدا می بستم

از خودی این همه آزار عبث بود عبث

هر چه گفتیم و شنیدیم خطا بود خطا

غیر حرف دل و دلدار عبث بود عبث

جز دل سوخته و جان برافروخته فیض

هر چه بردیم بدان یار عبث بود عبث

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۰بمهر تو دادم دل و جان عبث
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۱اگر از عشق حق بر سرنهی تاج
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۲داغ دل عاشقان می نپذیرد علاج
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۳عشق بری پیکران می نپذیرد علاج
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۴در تنم دل خون شد از دلهای کج
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۵این جهان بی بقا هیچست هیچ
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۶من و یاد خدا دگر همه هیچ
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۷رام قتلی و ما علیه حباح
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.