پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۳

عشق بری پیکران می نپذیرد علاج

شورش دیوانگان می نپذیرد علاج

تا نظر افکنده دین و دلت رفته است

دلبری دلبران می نپذیرد علاج

قصد دل وجان ما ، تا چه بایمان کنند

فتنه این رهزنان می نپذیرد علاج

برصف دلها زنند غارت جانها کنند

این ستم شاهدان می نپذیرد علاج

در دل خارا چه سان رخنه کند آب چشم

این دل سنگین دلان می نپذیرد علاج

سوزش دل کم نکرد اشگ چو باران من

آتش عشق بتان می نپذیرد علاج

فیض ازین قصه بس ناله مکن چون جرس

عشق بآه و فغان می نپذیرد علاج

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۵این جهان بی بقا هیچست هیچ
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۶من و یاد خدا دگر همه هیچ
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۷رام قتلی و ما علیه حباح
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۸یا ندیمی قم فان الدّیک صاح
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۹دلا فیض بر از لقای صباح
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۰چشم او کرد بقتلم تصریح
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۱خطیب عشق ندا کرد با زبان فصیح
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۲خوش آن زمان که رود جان بدانسرای فراخ
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.