پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۴

در تنم دل خون شد از دلهای کج

سینه ام بریان شد از آرای کج

میکند هر لحظه چندین فتنه راست

این فسون دیو در دلهای کج

از زبان این ، سخن در گوش آن

میرود چون کفش کج در پای کج

در بدن از دل سرایت می کند

قوم کج دلراست سرتاپای کج

چشمشان کج گوششان کج کج زبان

فعلشان کج قولشان کج رای کج

کج برآید بر زبان و چشم و گوش

چون بود در سینها دلهای کج

پیشوا چون کج بود پیرو کج است

کج سرانرا نیست جز دمهای کج

سوختم تاچند بینم زین خران

انتصاب قامت دلهای کج

از کجیهای کجان افلاک راست

کجروی آئین و سر تا پای کج

راستی خواهی نیارم دید فیض

بیش ازین دلهای کج آرای کج

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۶من و یاد خدا دگر همه هیچ
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۷رام قتلی و ما علیه حباح
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۸یا ندیمی قم فان الدّیک صاح
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۹دلا فیض بر از لقای صباح
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۰چشم او کرد بقتلم تصریح
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۱خطیب عشق ندا کرد با زبان فصیح
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۲خوش آن زمان که رود جان بدانسرای فراخ
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۳نعیمی یا جحیمی جنتی ای عشق یا دوزخ
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.