پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۳

نعیمی یا جحیمی جنتی ای عشق یا دوزخ

شوی گاهی بهشت من شوی گاهی مرا دوزخ

چه روی دوست بنمائی بهشت آنجا چه بنماید

چه سوزی در فراق او دلمرا حبذا دوزخ

گشائی چون در وصلم بهشت نقد می بینم

چو بندی بررخم ایندرشود نقداین سرادوزخ

اگر وصلست اگرهجران که دراد لذتی در غم

مدام از عشق درجانم بهشتی هست یا دوزخ

کسی دیده است یکجوهرگهی جنت شودگه نار

دروهم این بود هم آن کجاجنت کجا دوزخ

توباخودازهدادرجنک ومن باهردو عالم صلح

مراباشد جزا جنت ترا باشد سزا دوزخ

غضب چون یابد استیلاترا سوزد بنقد اینجا

وجود تو درآندم میشود نقد آنرا دوزخ

چوفیض از دولت عشق از همه عالم بود راضی

گذر چون افکند بر پل شود نارش هوا دوزخ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۵کاش از جانان رسد پیغام تلخ
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۶تا کی ز صلاح من و زهد تو بگویند
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۷اهتدوا بالعشق طلاب الرشد
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۸آن شوخ که داد دلبری داد
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۹هرکجا بود خوبی در فنون حسن استاد
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۰غم کشت مرا ز دست غم داد
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۱داد از غم عشقت ای صنم داد
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۲ز خویش دست نداریم هرچه بادا باد
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.