پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۴

جز خدا را بندگی تلخ است تلخ

غیر را افکندگی تلخست تلخ

زیستن در هجر او زهرست زهر

بی وصالش زندگی تلخست تلخ

جز بعشقش نیست شیرین کام جان

روحرا افسردگی تلخست تلخ

گر نبودی مرک مشکل میشدی

دربلا پایندگی تلخست تلخ

از گناه امروز اینجا توبه کن

برملا شرمندگی تلخست تلخ

عمر جز در طاعت حق مگذران

باطلانرا بندگی تلخست تلخ

تا رسد در تو مدد کز فیض را

در رهت واماندگی تلخست تلخ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۶تا کی ز صلاح من و زهد تو بگویند
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۷اهتدوا بالعشق طلاب الرشد
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۸آن شوخ که داد دلبری داد
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۹هرکجا بود خوبی در فنون حسن استاد
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۰غم کشت مرا ز دست غم داد
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۱داد از غم عشقت ای صنم داد
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۲ز خویش دست نداریم هرچه بادا باد
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۳تن در بلای عشق دهم هر چه باد باد
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.