پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۰

چشم او کرد بقتلم تصریح

نگهش کرد بعفوم تملیح

سوی من کرد نگاه گرمی

که در آن بود بوصلش تلویح

کرد مژگانش اشارت با لب

که بیفشان شکری با تملیح

لب لعلش شکری داد بمن

نمکین شکر شیرین ملیح

سخنی رفت میان من و او

باشارت به کنایت نه صریح

بطمع شد دل من زان الطاف

که مگر وعده اوهست صحیح

دل چو بستم بوصالش گفتا

می ندانی که بوصلیم شحیح

گر نهد لب بلب فیض شود

سخنانش همه شیرین و ملیح

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۲خوش آن زمان که رود جان بدانسرای فراخ
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۳نعیمی یا جحیمی جنتی ای عشق یا دوزخ
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۴جز خدا را بندگی تلخ است تلخ
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۵کاش از جانان رسد پیغام تلخ
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۶تا کی ز صلاح من و زهد تو بگویند
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۷اهتدوا بالعشق طلاب الرشد
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۸آن شوخ که داد دلبری داد
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۹هرکجا بود خوبی در فنون حسن استاد
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.