پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۵

این جهان بی بقا هیچست هیچ

هر چه میگردد فنا هیچست هیچ

گرجهانرا سر بسر بگرفته

چون نمیماند بجا هیچست هیچ

شد مرا یک نکته از غیب آشکار

در دو عالم جز خدا هیچست هیچ

گرنه سردر راه عشق او رود

آن سرکمتر زپا هیچست هیچ

گرنه صرف طاعت و خدمت شود

حاصل این عمرها هیچست هیچ

گرنه سوزد جان و دل در عشق او

در تن این افسردها هیچست هیچ

دل بعشق گلرخان ای دل مده

مهر یار بی وفا هیچست هیچ

صحبت بیگانگان بیگانگیست

جز ندیدم آشنا هیچست هیچ

گر سخن گوئی دگر از حق بگو

فیض جز حرف خدا هیچست هیچ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۷رام قتلی و ما علیه حباح
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۸یا ندیمی قم فان الدّیک صاح
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۹دلا فیض بر از لقای صباح
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۰چشم او کرد بقتلم تصریح
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۱خطیب عشق ندا کرد با زبان فصیح
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۲خوش آن زمان که رود جان بدانسرای فراخ
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۳نعیمی یا جحیمی جنتی ای عشق یا دوزخ
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۴جز خدا را بندگی تلخ است تلخ
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.