پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۲

داغ دل عاشقان می نپذیرد علاج

درد و غم جاودان می نپذیرد علاج

آتش دل را کجا بحر کفایت کند

سوز دل عاشقان می نپذیرد علاج

هر که به اخلاص تر او خطرش بیشتر

این خطر مخلصان می نپذیرد علاج

تشنهٔ وصل تو ام گرسنهٔ لطف تو

درد من از آب و نان می نپذیرد علاج

مونس بیکس توئی بی کسم و جز بتو

بی کسی بی کسان می نپذیرد علاج

کردن درمان چه سود اشگ چه باران چه سود

درد دل و سوز جان می نپذیرد علاج

پخته نخواهند شد گر همه آتش شود

خامی این زاهدان می نپذیرد علاج

فیض تو خود را بسوز چشم زمردم بدوز

خوی بد مردمان می نپذیرد علاج

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۴در تنم دل خون شد از دلهای کج
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۵این جهان بی بقا هیچست هیچ
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۶من و یاد خدا دگر همه هیچ
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۷رام قتلی و ما علیه حباح
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۸یا ندیمی قم فان الدّیک صاح
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۹دلا فیض بر از لقای صباح
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۰چشم او کرد بقتلم تصریح
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۱خطیب عشق ندا کرد با زبان فصیح
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.