پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۰

بمهر تو دادم دل و جان عبث

بعشقت گرو کردم ایمان عبث

زدین و دل من چه حاصل مرا

گرفتی هم این را و هم آن عبث

چه میخواهی از جانم ای بی وفا

چه دای دلم را پریشان عبث

دل اقلیم دین جلوه ات تاخت کرد

بسی خانه شد از تو ویران عبث

بیک عشوهٔ دل فریب خوشت

دل عالمی شد پریشان عبث

بجانت که دست از اسیران بدار

مکن جور بر ناتوانان عبث

دل من بود آن دل ای فیض بس

مریز اشگ بر روی سندان عبث

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۲داغ دل عاشقان می نپذیرد علاج
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۳عشق بری پیکران می نپذیرد علاج
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۴در تنم دل خون شد از دلهای کج
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۵این جهان بی بقا هیچست هیچ
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۶من و یاد خدا دگر همه هیچ
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۷رام قتلی و ما علیه حباح
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۸یا ندیمی قم فان الدّیک صاح
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۹دلا فیض بر از لقای صباح
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.