پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸۵

آنکه من دارم ندارد همچو او دلبر کسی

بیوفا پرور کسی، ظالم کسی، کافر کسی

تا تواند سوختن داغ جنون بر سر کسی

نیست عاقل گر کشد درد سر افسر کسی

ساده لوحم هر که آید در دلم جا می‌کند

خانة آیینه را هرگز نبندد در کسی

زاهد و کبر و نماز و عاشق و عجز و نیاز

دل به درگاهش به چیزی می‌کند خوش هر کسی

از فلک دل خوش به چندین ناخوشی‌ها کرده‌ام

دلخوشی جز من کجا دیدست از چنبر کسی

نامرادم کرد و آخر بر مراد خود نشاند

از فلک این مردمی‌ها کی کند باور کسی

زان دهانم بوسه نه، پیغام نه، دشنام نه

تنگ هم نتوان گرفتن اینقدرها بر کسی

منع زاهد کردمت فیّاض صد بار و نشد

خود تأمل کن چه گوید با تو خود دیگر کسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸۷گر دلت بما باشد ور تو یار ما باشی
  2. شمارهٔ ۶۸۸ترا می‌خواستم ای غم که شب‌ها یار من باشی
  3. شمارهٔ ۶۸۹عهدم همه جا، عهد شکن بلکه تو باشی
  4. شمارهٔ ۶۹۰الهی تا بود دنیا تو باشی
  5. شمارهٔ ۶۹۱زهی به پیش لبت کار عقل مدهوشی
  6. شمارهٔ ۶۹۲چون گل به چمن خنده دمادم نفروشی
  7. شمارهٔ ۶۹۳بلبلان را همچو رویت کم به دست آید گلی
  8. شمارهٔ ۶۹۴گمنام گرد و باش فراموش عالمی
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.