پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸۴

من گرفتم درد دل غیر از توام داند کسی

چارة درد دل من جز تو نتواند کسی

دیگرانت مهربان دانند و من نامهربان

آنچه من می‌دانم از قَدرت نمی‌داند کسی

تا برون رفتی تو، یاران دست از هم داده‌اند

شمع چون برخاست در مجلس نمی‌ماند کسی

دست‌مزد باغبانِ نخلِ خواهش آبله‌ست

این چنین نخلی چرا در سینه بنشاند کسی!

همچو اخگر گر نسوزاند وجود خویش را

پس چه خاکستر ندانم بر سر افشاند کسی!

مجلس عیشست و طبع دردمندی نازکست

خاطر آزردة ما را نرنجاند کسی

درد دل پردازی فیّاض را شرمنده‌ام

نامة او را ز بیقدری نمی‌خواند کسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸۶در دلم نیست به جز عهد تو پیمان کسی
  2. شمارهٔ ۶۸۷گر دلت بما باشد ور تو یار ما باشی
  3. شمارهٔ ۶۸۸ترا می‌خواستم ای غم که شب‌ها یار من باشی
  4. شمارهٔ ۶۸۹عهدم همه جا، عهد شکن بلکه تو باشی
  5. شمارهٔ ۶۹۰الهی تا بود دنیا تو باشی
  6. شمارهٔ ۶۹۱زهی به پیش لبت کار عقل مدهوشی
  7. شمارهٔ ۶۹۲چون گل به چمن خنده دمادم نفروشی
  8. شمارهٔ ۶۹۳بلبلان را همچو رویت کم به دست آید گلی
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.