پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸۱

بزم عشق است سبک پا به میان نگذاری

بی‌ادب لب به لب آه و فغان نگذاری

همّت آنست که بی‌برگ درآیی به چمن

زحمت برگ‌فشانی به خزان نگذاری

مردی آنست که با بندگی آزاد روی

خویش را در ته این بارِ گران نگذاری

خضرواری طلب ترک رسوم خردست

بی‌جنون پا به بیابان جهان نگذاری

چهرهٔ تُرک جهان رنگ رعونت دارد

پای همّت به سر کون و مکان نگذاری

اختیار دل ما در سر زلفت گر هست

سر این رشته به دست دگران نگذاری

شاهدِ شرم تنک‌روی و، تمنّا گستاخ

نگه حسرت ما را به زبان نگذاری

با چنین چهره اگر می‌زده آیی به چمن

رنگ بر چهرة گلزار خزان نگذاری

گر تو خواهی که زنی لاف محبت فیّاض

شرط عشق است که از خویش نشان نگذاری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸۳عجب عجب که تو عاشق ز بلهوس نشناسی
  2. شمارهٔ ۶۸۴من گرفتم درد دل غیر از توام داند کسی
  3. شمارهٔ ۶۸۵آنکه من دارم ندارد همچو او دلبر کسی
  4. شمارهٔ ۶۸۶در دلم نیست به جز عهد تو پیمان کسی
  5. شمارهٔ ۶۸۷گر دلت بما باشد ور تو یار ما باشی
  6. شمارهٔ ۶۸۸ترا می‌خواستم ای غم که شب‌ها یار من باشی
  7. شمارهٔ ۶۸۹عهدم همه جا، عهد شکن بلکه تو باشی
  8. شمارهٔ ۶۹۰الهی تا بود دنیا تو باشی
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.