پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸۲

نظرباز صف مژگانش با خنجر کند بازی

تماشایی تیغ ابرویش با سر کند بازی

نمایانست خال سبز در چین سر زلفش

بسان طفل هندویی که در چنبر کند بازی

من و یک نیم جان آن نیز نذر باختن دارم

حریف مهربانی کو که با من سر کند بازی

سر زلف درازت سرکش و من سخت کوته دست

کجا در دست من افتد، مگر اختر کند بازی

به گردون سر فرو نارد ز شوخی نازنین من

مسیح است آنکه چون طفلان به خاکستر کند بازی

اگر از شش جهت بندد فلک ره بر دل تنگم

نیندیشد همان این مهره در ششدر کند بازی

نترسد چشمم ار سیلاب غم عالم فرو گیرد

که طوفان دیده با دریای پهناور کند بازی

باین بی‌طاقتی کارم سپرداریست در رزمی

که دل در سینة شیران جنگاور کند بازی

نمک پروردة دریا نمی‌اندیشد از دریا

فلک در آب چشمم همچو نیلوفر کند بازی

پس از قتلم که هر کس سر به زانوی الم باشد

سرم در دامن تیغ تو با جوهر کند بازی

دم تیغ تو دارد اختلاطی با دل فیّاض

ندیدم آب را هرگز که با اخگر کند بازی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸۴من گرفتم درد دل غیر از توام داند کسی
  2. شمارهٔ ۶۸۵آنکه من دارم ندارد همچو او دلبر کسی
  3. شمارهٔ ۶۸۶در دلم نیست به جز عهد تو پیمان کسی
  4. شمارهٔ ۶۸۷گر دلت بما باشد ور تو یار ما باشی
  5. شمارهٔ ۶۸۸ترا می‌خواستم ای غم که شب‌ها یار من باشی
  6. شمارهٔ ۶۸۹عهدم همه جا، عهد شکن بلکه تو باشی
  7. شمارهٔ ۶۹۰الهی تا بود دنیا تو باشی
  8. شمارهٔ ۶۹۱زهی به پیش لبت کار عقل مدهوشی
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.