پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۱

هر تار مژگانم بود موجیّ و عمّان در بغل

هر قطرة اشکم بود نوحیّ و طوفان در بغل

خوش مضطرب می‌آید از کوی تو باد صبحدم

دارد مگر بویی از آن زلف پریشان در بغل

هر شب چو گل چاک افکنم در جیب و روز از بیم کس

چون غنچه پنهان می‌کنم چاک گریبان در بغل

گل با نسیم کوی تو از پوست می‌آید برون

یعنی که نتوان داشتن بوی تو پنهان در بغل

گر با شکوه حسن خود جا در دل فیّاض کرد

نبود عجب هر قطره را چون هست عمّان در بغل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۳دیدة پیاله رشک می ناب کرده‌ام
  2. شمارهٔ ۵۱۴محرم دل سینة بی‌کینة خود کرده‌ام
  3. شمارهٔ ۵۱۵صیت حسنم که به آفاق به جنگ آمده‌ام
  4. شمارهٔ ۵۱۶تا جدا از بزم آن آرام دل‌ها مانده‌ام
  5. شمارهٔ ۵۱۷بی‌رخت با تیره‌روزی روزگاری مانده‌ام
  6. شمارهٔ ۵۱۸باز در دل دود آه شعله ور پیچیده‌ام
  7. شمارهٔ ۵۱۹مرد عشقم گرچه خود را در هوس پیچیده‌ام
  8. شمارهٔ ۵۲۰دی صبا را همنشین زلف جانان دیده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.