پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۹

مرد عشقم گرچه خود را در هوس پیچیده‌ام

شعلة سوزنده‌ام در خار و خس پیچیده‌ام

من نسیمم، بوی گل حسرت‌کش آغوش من

گردباد آسا چرا در مشت خس پیچیده‌ام!

روح برگردِ سر صیّاد در پرواز ماند

مشت بالی را عبث من در قفس پیچیده‌ام

راه بیرون شد نمی‌یابم ازین دیر نگون

ناله‌ام در سینة تنگ جرس پیچیده‌ام

تیره بختم ورنه با بازوی قدرت در هنر

پنجة خورشید را صد ره به پس پیچیده‌ام

یک نفس وارست باقی در تن و من چون حباب

خویش را دانسته در این یک نفس پیچیده‌ام

کرده‌ام نالیدنی فیّاض کز بی‌طاقتی

گریه در مژگان ناز دادرس پیچیده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۱وقت آن شد کز لب دل گل کند تبخاله‌ام
  2. شمارهٔ ۵۲۲خوش تلاش محرمی‌ها می‌کند بیگانه‌ام
  3. شمارهٔ ۵۲۳درین دریای بی‌بن چون حبابم
  4. شمارهٔ ۵۲۴نیایم در نظر از ناتوانی هر کجا افتم
  5. شمارهٔ ۵۲۵تا چند ز بیداد تو خونین جگر افتم
  6. شمارهٔ ۵۲۶گریه خونگرمست ز آن با دیده محرم ساختم
  7. شمارهٔ ۵۲۷چون بر ابرویش نظر اندختم
  8. شمارهٔ ۵۲۸چند بر سنگم زنی من شیشهٔ جان نیستم
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.