پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۱

وقت آن شد کز لب دل گل کند تبخاله‌ام

در غبار غم بجوشد گردباد ناله‌ام

در بهاران خط او چشم آن دارم که باز

نیش حسرت تازه سازد داغ چندین ساله‌ام

گر به تاراج غم او رفته‌ام پردور نیست

می‌برد سیلاب خون پرگاله در پرگاله‌ام

با سیه‌بختی بزاد و در میان خون نشست

سخت لازم پیشة عشقست داغ لاله‌ام

من خود افتادم به دام عشق او فیّاض باز

گو دمار از جان پر حسرت برآرد ناله‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۳درین دریای بی‌بن چون حبابم
  2. شمارهٔ ۵۲۴نیایم در نظر از ناتوانی هر کجا افتم
  3. شمارهٔ ۵۲۵تا چند ز بیداد تو خونین جگر افتم
  4. شمارهٔ ۵۲۶گریه خونگرمست ز آن با دیده محرم ساختم
  5. شمارهٔ ۵۲۷چون بر ابرویش نظر اندختم
  6. شمارهٔ ۵۲۸چند بر سنگم زنی من شیشهٔ جان نیستم
  7. شمارهٔ ۵۲۹چنان در کوی او افتادگی را کار می‌بستم
  8. شمارهٔ ۵۳۰کاش چون پروانه من هم بال و پر می‌داشتم
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.