پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۸

باز در دل دود آه شعله ور پیچیده‌ام

دوزخی در تنگنای یک شرر پیچیده‌ام

کرده‌ام گرداب را فوّارة صد گردباد

بسکه اشک و آه را در یکدگر پیچیده‌ام

در محبّت معنی بسیار را لفظ کمیست

نامة احوال خود را مختصر پیچیده‌ام

لذّت در خون تپیدن ناگوارم باد اگر

هرگز از فرمان شمشیر تو سر پیچیده‌ام

عرض دریا داشتم از قطره‌ای کمتر شدم

بسکه بر خود بی تو چون آب گهر پیچیده‌ام

من ندانم راه و رسم نامه و پیغام را

شعله‌ای در بال مرغ نامه بر پیچیده‌ام

هان ترا فیّاض ارزانی پرافشانی که من

همچو عنقا پای در دامان پر پیچیده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۰دی صبا را همنشین زلف جانان دیده‌ام
  2. شمارهٔ ۵۲۱وقت آن شد کز لب دل گل کند تبخاله‌ام
  3. شمارهٔ ۵۲۲خوش تلاش محرمی‌ها می‌کند بیگانه‌ام
  4. شمارهٔ ۵۲۳درین دریای بی‌بن چون حبابم
  5. شمارهٔ ۵۲۴نیایم در نظر از ناتوانی هر کجا افتم
  6. شمارهٔ ۵۲۵تا چند ز بیداد تو خونین جگر افتم
  7. شمارهٔ ۵۲۶گریه خونگرمست ز آن با دیده محرم ساختم
  8. شمارهٔ ۵۲۷چون بر ابرویش نظر اندختم
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.