پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۰

چنان بگداخت در زندان غم این جان بی‌حاصل

که تا بر لب رسد از ضعف صد جا می‌کند منزل

ز لب خود برنمی‌گیرد نفس از ناتوانی‌ها

دم بادی ز چاک سینه گاهی می‌خورد بر دل

خدا روزی کند با برق کشتم را ملاقاتی

که دانم تخم امیدم ندارد غیر ازین حاصل

مرا چون دست دامن گیر در طالع نمی‌باشد

کف خونم مگر دستی زند در دامن قاتل

اگر مرد ره عشقی مجو آسایشی هرگز

که جز مردن نمی‌باشد ره این کعبه را منزل

در اقلیم محبت رسم کم ظرفی نمی‌باشد

درین دریای بی‌پایان بود هر قطره دریا دل

پس از کشتن همان بازست بر روی دو چشم من

ز حیرانی نشاید بست چشم حسرت بسمل

به پای ناقه مجنون خاک گردید و هم از دهشت

نمی‌یارد نشستن گرد او بر دامن محمل

نگاه آشنا از کس مجو در بزم محبوبان

که رسم آشنایی نیست در آیین این محفل

در و دیوار این میخانه از حال تو آگاهند

به پیش آگهان تا کی نشینی این چنین غافل

من و فیّاض ای زاهد ز سر مستان این بزمیم

نمی‌زیبد گرفتن نکته بر مستان لایعقل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۲ای شده سر تا به پا چو گلبن پر گل
  2. شمارهٔ ۵۱۳دیدة پیاله رشک می ناب کرده‌ام
  3. شمارهٔ ۵۱۴محرم دل سینة بی‌کینة خود کرده‌ام
  4. شمارهٔ ۵۱۵صیت حسنم که به آفاق به جنگ آمده‌ام
  5. شمارهٔ ۵۱۶تا جدا از بزم آن آرام دل‌ها مانده‌ام
  6. شمارهٔ ۵۱۷بی‌رخت با تیره‌روزی روزگاری مانده‌ام
  7. شمارهٔ ۵۱۸باز در دل دود آه شعله ور پیچیده‌ام
  8. شمارهٔ ۵۱۹مرد عشقم گرچه خود را در هوس پیچیده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.