پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۶

تا جدا از بزم آن آرام دل‌ها مانده‌ام

همچو مینای تهی از گفتگو وامانده‌ام

غیرتم بر صبر می‌دارد، محبّت بر جنون

در غم تن به ساحل، دل به دریا مانده‌ام

صحبت احبابم از دل کی کند رفع ملال

در میان همنشینان بی‌تو تنها مانده‌ام

دور از بزم طرب معنی ندارد هستیم

بی‌تو چون حرف غلط بر صفحه بیجا مانده‌ام

ضعف هجرانم فکند از پا، نه از آسایشست

پشت بر بستر اگر چون نقش دیبا مانده‌ام

از تپیدن گر نیاسایم دمی عذرم بجاست

نبض بیمارم که از دست مسیحا مانده‌ام

با چنین سرگشتگی فیّاض کی گُنجم به شهر

گردبادم زان سبب در بند صحرا مانده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۸باز در دل دود آه شعله ور پیچیده‌ام
  2. شمارهٔ ۵۱۹مرد عشقم گرچه خود را در هوس پیچیده‌ام
  3. شمارهٔ ۵۲۰دی صبا را همنشین زلف جانان دیده‌ام
  4. شمارهٔ ۵۲۱وقت آن شد کز لب دل گل کند تبخاله‌ام
  5. شمارهٔ ۵۲۲خوش تلاش محرمی‌ها می‌کند بیگانه‌ام
  6. شمارهٔ ۵۲۳درین دریای بی‌بن چون حبابم
  7. شمارهٔ ۵۲۴نیایم در نظر از ناتوانی هر کجا افتم
  8. شمارهٔ ۵۲۵تا چند ز بیداد تو خونین جگر افتم
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.