پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۵

صیت حسنم که به آفاق به جنگ آمده‌ام

پی تسخیر دو عالم ز فرنگ آمده‌ام

چهرة حسن غیورم که ز سرحدّ غرور

تا به اقلیم حیا رنگ برنگ آمده‌ام

خرمن خندة گل می‌دهم امشب بر باد

غنچة شوخم و از شرم به تنگ آمده‌ام

ملک تسلیم شدن گوشة امنی دارد

به امیدیست که در کام نهنگ آمده‌ام

نخل گمنامیم آخر ثمر شهرت داد

رفته بودم پی نام و همه ننگ آمده‌ام

مژده ای دوست که دیگر نتوان بست مرا

شیشة نازکم و سخت به سنگ آمده‌ام

با تو گفتم سپر عجز به سرکش فیّاض

تیغ افکنده‌ام و با تو به جنگ آمده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۷بی‌رخت با تیره‌روزی روزگاری مانده‌ام
  2. شمارهٔ ۵۱۸باز در دل دود آه شعله ور پیچیده‌ام
  3. شمارهٔ ۵۱۹مرد عشقم گرچه خود را در هوس پیچیده‌ام
  4. شمارهٔ ۵۲۰دی صبا را همنشین زلف جانان دیده‌ام
  5. شمارهٔ ۵۲۱وقت آن شد کز لب دل گل کند تبخاله‌ام
  6. شمارهٔ ۵۲۲خوش تلاش محرمی‌ها می‌کند بیگانه‌ام
  7. شمارهٔ ۵۲۳درین دریای بی‌بن چون حبابم
  8. شمارهٔ ۵۲۴نیایم در نظر از ناتوانی هر کجا افتم
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.