پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۵

الا، قد طال عهدی بالوصال

و مالی الصبر عن ذاک الجمال

به وصلم دست گیر، ای دوست، آخر

به زیر پای هجرم چند مالی؟

یضیق من الفراق نطاق قلبی

و یشتاق الفؤاد الی الوصال

چه خوش باشد که پیش از مرگ بینم!

نشسته با تو یک دم جای خالی

فراقک لا یفارقنی زمانا

فمالی للجهر مولائی و مالی

دلا، درمان مجو، با درد خو کن

بجای وصل هجران است، حالی

اما ترثی لمکتئب حزین

یان من النوی طول اللیالی

دلا، امیدوار وصل می‌باش

ز درد هجر آخر چند نالی؟

زمانا کنت لا ارضی بوصل

فصرت الان ارضی بالخیال

به دل نزدیکی، ار چه دوری از چشم

دلم را چون همیشه در خیالی

احن الیک و العبرات تجری

کما حق العطاش الی الزلال

عراقی، تا به خود می‌جویی او را

یقین می‌دان که دربند محالی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۷در جهان گر نه یار داشتمی
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۸گرنه سودای یار داشتمی
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۹ای که از لطف سراسر جانی
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۰ترسا بچه‌ای، شنگی، شوخی، شکرستانی
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۱چنانم از هوس لعل شکرستانی
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۲سر عشقت کس تواند گفت؟ نی
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۳کی بود کین درد را درمان کنی؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۴نگویی باز: کای غم خوار چونی؟
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.