پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۰

لقد فاح الربیع و دار ساقی

وهب نسیم روضات العراق

صبا بوی عراق آورد گویی

که خوش گشت از نسیم او عراقی

الا یا حبذا! نفحات ارض

جوی المشتاق یشفی باشتیاق

دریغا! روزگار نوش بگذشت

ندیمم بخت بود و یار ساقی

بلیت ان صبحی بالبلایا

الاق مرور ایام التلاقی

ز جور روزگار ناموافق

جدا گشتم ز یاران وفاقی

ادر، یا ایها الساقی، ارحنی

زمانا من خمار الافتراق

دلم را شاد کن، ساقی، که نگذاشت

جدایی بر من از غم هیچ باقی

و عل لعل لطیفی نار قلبی

و قلبی من تراکم فی احتراق

بده جامی، که اندر وی ببینم

جمال دوستان هم وثاقی

جرعت من التفرق کل یوم

و اجریت الدموع من الماقی

بنال، ای دل، ز درد و غم که پیوست

گرفتار غم و درد فراقی

الا یا اهل العراق، تحذ قلبی

الیکم و اشتمل من اشتیاقی

عراقی، خوش بموی و زار بگری

که در هندوستان از جفت طاقی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۲جانا، ز منت ملال تا کی؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۳دلربایی دل ز من ناگه ربودی کاشکی
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۴از غم دلدار زارم، مرگ به زین زندگی
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۵الا، قد طال عهدی بالوصال
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۶گر به رخسار تو، ای دوست، نظر داشتمی
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۷در جهان گر نه یار داشتمی
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۸گرنه سودای یار داشتمی
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۹ای که از لطف سراسر جانی
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.