پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۹

فمالی لم اطا سبع الطباقی

و لم اصعد علی اعلی المراقی

چرا خربندهٔ دجال باشم؟

چو کردم با مسیحا هم وثاقی

علی اعلی المعارج و المعالی

مطاء المجد اوحی کالتراق

به از هشتم بهشت آید مرا جای

ورای این رواق هفت طاقی

و انی لم اصرح باتحاد

ولکن ان فنیت اکون باق

مگو: من او و او من، نیک می‌دان

که او را خود نباشد جفت و طاقی

و کیف تبین فی ثیار بحر

قطیرات جرین من السواق

مکن فاش این سخن‌ها همچو حلاج

بیاویزندت از دار، ای عراقی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۱آن جام طرب فزای ساقی
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۲جانا، ز منت ملال تا کی؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۳دلربایی دل ز من ناگه ربودی کاشکی
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۴از غم دلدار زارم، مرگ به زین زندگی
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۵الا، قد طال عهدی بالوصال
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۶گر به رخسار تو، ای دوست، نظر داشتمی
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۷در جهان گر نه یار داشتمی
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۸گرنه سودای یار داشتمی
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.