پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۸

اندوهگنی چرا؟ عراقی

مانا که ز جفت خویش طاقی

غمگین مگر از فراق یاری؟

شوریده مگر ز اشتیاقی؟

خون خور، که درین سرای پر غم

با هجر همیشه هم وثاقی

یاران ز شراب وصل سر مست

مخمور تو از شراب ساقی

ناگشته دمی ز خویش فانی

خواهی که شوی به دوست باقی؟

جان کن، که نه لایق وصالی

خون بار، که در خور فراقی

چون در خور وصل نیست بودت

ای کاش نبودی، ای عراقی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۰لقد فاح الربیع و دار ساقی
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۱آن جام طرب فزای ساقی
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۲جانا، ز منت ملال تا کی؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۳دلربایی دل ز من ناگه ربودی کاشکی
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۴از غم دلدار زارم، مرگ به زین زندگی
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۵الا، قد طال عهدی بالوصال
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۶گر به رخسار تو، ای دوست، نظر داشتمی
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۷در جهان گر نه یار داشتمی
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.