پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۷

الا قم، واغتنم یوم التلاقی

و در بالکاس وارفق بالرفاقی

بده جامی و بشکن توبهٔ من

خلاصم ده ازین زهد نفاقی

مشعشعة اذا اسکرت منها

فلا اضحوا الی یوم التلاقی

ازان باده که اول دادی، ای دوست

بده بار دگر، گر هست باقی

و ان لم یبق فی‌الدن الحمیا

تدارک بالرحیق من الحداقی

مرا باده مده، بوی خودم ده

که از بوی تو سرمستیم، ساقی

اما تسقی کئوس الوصل یوما

الی کم کاس هجران تساق

به وصلت شاد کن جانم، کزین بیش

ندارد طاقت هجران عراقی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۹فمالی لم اطا سبع الطباقی
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۰لقد فاح الربیع و دار ساقی
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۱آن جام طرب فزای ساقی
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۲جانا، ز منت ملال تا کی؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۳دلربایی دل ز من ناگه ربودی کاشکی
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۴از غم دلدار زارم، مرگ به زین زندگی
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۵الا، قد طال عهدی بالوصال
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۶گر به رخسار تو، ای دوست، نظر داشتمی
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.